بی خیال

متن مرتبط با «سردمه مثل موری که» در سایت بی خیال نوشته شده است

همینکه قرار نیست فردا ساعت پنج صبح با لنگ و لگد بیدارمون کنندبه زور پاشید برید تو دامن طبیعت یعنی کر

  • نیلوبلاگ

    یه سریا هم سندروم ماتحت بیقرار دارنبه این صورت که تو این اوضاع بحرانی نمیتونن خونه بشینن و میرن بیرون...بچه که بودم فک میکردم بالا شهر یه شهر دیگس چون بابام هر وقت میخواست بگه یجایی خیلی دوره میگفت اونجا بالاشهره. بعدا که خودم بزرگ شدم رفتم بالاشهر فهمیدم کلا یه کشور دیگس نسبت به محل ما....

    ادامه مطلب
  • یه روش خودکشیم هست هم تضمینیه هم اینکه خیلی کشته داده ، بهش میگن "فکر و خیال"... :)

  • نیلوبلاگ

    میدونم مثل همیشه اشتباه تصمیم میگیرم و باز حسرت میخورمو...میدونم هیچی درست نمیشه و این قضیه پرداخت جریمه و اینا همه چرتن..میدونم از نظر خیلیا الان یه آدم احمق هستم...میدونم هیچی اون چیزی نمیشه که یه عمر تو ذهنم بودحتی میدونم نمیتونم حرفای دلمو بزنم...ولی یه لحظه عجیب دلم خواس اونجا باشم که دلم میخواد...

    ادامه مطلب
  • زیر باران که به من زل بزنی خواهی دید ... فن تشخیص نم از چهره گریان سخت است !

  • نیلوبلاگ

    نوعی بی خیالی هست که معمولا بعد از انتظار کشیدن های طولانی پیش می آید …بعد از مدتها تلاش کردندویدن و به در و دیوار زدنبعد از مدتها خواستن بی نتیجه!یکدفعه احساس می کنی خسته ای،بریده ای، دیگر توانش را نداری و هیچ چیز برایت مهم نیست …به اینجا که میرسی فقط دلت میخواهد تماشا کنیبرایت فرقی نمیکند رسیدن یا نرسیدن …آمدن یا نیامدن، ماندن یا رفتن …به اینجا که میرسینه دلتنگ می شوی نه دلخوش …می گویی بی خیال!و این بی خیالی غمگین ترین حس دنیاست…!...

    ادامه مطلب
  • خسته ام مثل طاقت آوردن.........

  • نیلوبلاگ

    چرا همه چی اینقدر بده؟دیگه نمیتونم فکر کنم و آخرش گریه نکنم...هی داره تو ذهنم مرور میشه میدونم آخرش چیه و نمیخوام این زندگی رو...چی شد که اینجوری شد؟ خسته ام از این همه علامت سوالبدتر از اون چیزیه که حتی بتونم غصه بخورم...

    ادامه مطلب
  • من که در بندم کجا میدان آزادی کجا؟ کاش راه خانه ات اینقدر طولانی نبود...

  • نیلوبلاگ

    بگذاریــــــد و بگذریـــــــد...ببینیـــــــد و دل نبندیــــــــد ...چشــــم بیندازید و دل نبازیـــــد ...که دیـــر یا زود باید گذاشت و گذشت... _____________________________________________________________________________گفتند در سفر بشناسیم رفیق رااین خود بهانه ای ست که کمتر سفر کنیم!! عیدمون مبارک خسته شدم از بس منو گوسفند فرض کردن اون روز هیچی به من نگفت یه تارف خشک و خالی نکرد حتی از سبا که نبود دعوت کرد بعد من .............حالا زنگ زده میگه چرا نیومدی قیافه ی من شبیه بی شعور هاس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این مدت اتفاق های زیادی افتاد از تولد مزخرف خواهر تا امید واهی و احمقانه ی خودم اونم از تولدم ک...

    ادامه مطلب
  • کتاب کودکی که هرگز زاده نشد

  • نیلوبلاگ

    بهتون توصیه میکنم چرت وپرت های منو نخونید نمیدونم چرا دارم بدبختیم رو مینویسم که به روخ خودم بکشونم یا روخ شما؟شایدم میخوام بگم شما بدبخت ترین ادم نیستین بدبخت تر از شمام هست................. ...

    ادامه مطلب
  • سردمه..........

  • نیلوبلاگ

    .کاش قبل حرف زدن یکم به کارامون فکر کنیم. 2.سردمهه خیلیییی ........... 3.ازهمه بدم میاد همهه چرا کسی منو نمیفهمه نشونم بده حق بامنه. دوست داشتن کافی نیست اولویت هم باشیم.... حاء سین یاء نون تلک آیات الجنونمی نویسم عشق و بی تردید میخوانم جنونهرکسی دیوانه تر ..... السابقون السابقونمی نویسم عشق و بی تردید میخوانم حسینعاقلان دانند .............. لکن اکثرأ لایعقلوناین سرشت ماست از خاکیم ، خاک کربلاسرنوشت ماست .......... پس انا الیه الراجعون ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    سردمه حسین پناهی | سردمه مثل مورچه | سردمه کاپشنم کو | سردمه مثل موری که | سردمه مثل یک بابونه | سردمه صد لحافم کممه | سردمه سردمه خیلی سرده | سردمه مثل آغاز | سردمه شعر | هنوزم سردمه