
من خوابم اونم فکر میکنه این حرفا واسه من جذابهمن امیدم رو از همه چی بریدم حالا بیام به این وعده های احمقانه دولت دل ببندم من هیچی برام مهم نیس دیگه...
ادامه مطلب
پی وی مو میبینمناخوداگاهشبکه ۴ میاد جلو چشام.... ___________________________________________________________________________-بین ما یه عالمه راه درازه...دل من باید با این دوری بسازه...فاصلم با گوشیم نیم متره اما... . . . . کلا آدم بیچوره ای ام نویسنده ی یه وبلاگم شونصد تا نظر میزارن براش بعد خودم ......... اصلا من از حرف زدن در مورد فلانی و حرف زدن در مورد فلان مارک لوازم آرایش و خرید و اینا بدم م...
ادامه مطلب
بگذاریــــــد و بگذریـــــــد...ببینیـــــــد و دل نبندیــــــــد ...چشــــم بیندازید و دل نبازیـــــد ...که دیـــر یا زود باید گذاشت و گذشت... _____________________________________________________________________________گفتند در سفر بشناسیم رفیق رااین خود بهانه ای ست که کمتر سفر کنیم!! عیدمون مبارک خسته شدم از بس منو گوسفند فرض کردن اون روز هیچی به من نگفت یه تارف خشک و خالی نکرد حتی از سبا که نبود دعوت کرد بعد من .............حالا زنگ زده میگه چرا نیومدی قیافه ی من شبیه بی شعور هاس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این مدت اتفاق های زیادی افتاد از تولد مزخرف خواهر تا امید واهی و احمقانه ی خودم اونم از تولدم ک...
ادامه مطلب
می روی با فرق خونین پیش بازوی کبودشهر بی زهرا که مولا ! قابل ماندن نبودبا وضو آمد به قصد لیله الفرقت ، علی !ابن ملجم در شب احیاء چه قرآنی گشود!!!...
ادامه مطلب
رفتم سایت و دیدم نمونه قبول شدم خوشحال و خندان رفتم به مامانم بگم ولی مامانمواکنشش اینجوری بود گفت خب حالا که چی ؟رفتم پیش خواهرم انگار نه انگار بعد گفتم خوشحال نیستی گفت:هورااا آجیم قبول شده وای چه قدر خوب ملافه را رو خودش کشید و خوابید صبر کردم تا بابام بیاد بهش بگم گفتم اون خوشحال میشه اومد ولی از شانس بد من ماشینش را توقیف کرده بودن اعصاب نداشتیاد حرف دوستم افتادم که میگفت وقتی به مامانم گفتم از خوشحالی گریه کردتازه اونم بعد کلی خرج قبول شده بود بعد رفتم باز نگاه کنم ببینم چی قبول شدم دیدم ادبیات قبول شدمولی من ریاضی میخواستم بیشعور کافی نت اولوی...
ادامه مطلب