
الان دقیقا اون صحنه ی سربه مهرم که لیلا حاتمی میخواست خونه تنهابمونه غر میزد یه عده آدم الکی خوش بیان تا نصف شب بمونن تخمه بشکنیم خوش بگذره............مریم داره حالمو به هم میزنه فکر کن با صدای زنگ از...
ادامه مطلب
یه سریا هم سندروم ماتحت بیقرار دارنبه این صورت که تو این اوضاع بحرانی نمیتونن خونه بشینن و میرن بیرون...بچه که بودم فک میکردم بالا شهر یه شهر دیگس چون بابام هر وقت میخواست بگه یجایی خیلی دوره میگفت اونجا بالاشهره. بعدا که خودم بزرگ شدم رفتم بالاشهر فهمیدم کلا یه کشور دیگس نسبت به محل ما....
ادامه مطلب
من خوابم اونم فکر میکنه این حرفا واسه من جذابهمن امیدم رو از همه چی بریدم حالا بیام به این وعده های احمقانه دولت دل ببندم من هیچی برام مهم نیس دیگه...
ادامه مطلب
در سرم دختر پیری عصبی می رقصدشهر بر روی سر من عربی می رقصداین جهان با همــه ی دغدغه هایش داردروی یک جمجمه ی یک وجبی می رقصد...
ادامه مطلب
وااااااااااااای چقدر من شبیه صبام سبا نه هاااا صبا ...فقط کاش یکم شبیه تر بودم مثلا صدام یا قیافه ام کاش جرئتشو داشتم اون موقع معلم نمیشدم...چقدر دیر میگذره یا شایدم وزد میگذره فقط میدونم مثل آدم نمیگ...
ادامه مطلب
میدونم مثل همیشه اشتباه تصمیم میگیرم و باز حسرت میخورمو...میدونم هیچی درست نمیشه و این قضیه پرداخت جریمه و اینا همه چرتن..میدونم از نظر خیلیا الان یه آدم احمق هستم...میدونم هیچی اون چیزی نمیشه که یه عمر تو ذهنم بودحتی میدونم نمیتونم حرفای دلمو بزنم...ولی یه لحظه عجیب دلم خواس اونجا باشم که دلم میخواد...
ادامه مطلب
نوعی بی خیالی هست که معمولا بعد از انتظار کشیدن های طولانی پیش می آید …بعد از مدتها تلاش کردندویدن و به در و دیوار زدنبعد از مدتها خواستن بی نتیجه!یکدفعه احساس می کنی خسته ای،بریده ای، دیگر توانش را نداری و هیچ چیز برایت مهم نیست …به اینجا که میرسی فقط دلت میخواهد تماشا کنیبرایت فرقی نمیکند رسیدن یا نرسیدن …آمدن یا نیامدن، ماندن یا رفتن …به اینجا که میرسینه دلتنگ می شوی نه دلخوش …می گویی بی خیال!و این بی خیالی غمگین ترین حس دنیاست…!...
ادامه مطلب
فقط مونده بود مسئول کافی نت بهم بگه چرا نرفنی پزشکی همچین با ذوق میگه انگار تازه منو کشف کرده والا چشاش چارتا شدحالم از این مظاهری بهم میخوره هی مریم های چندش آور تری وارد زندگیم میشن ولی دیگه حوصله ی...
ادامه مطلب
دیوانهای گوشهی خیابان ایستاده بود و داشت سعی میکرد یک تکه پوست هندوانه را روی چوبی بایستاند. ملت گفتند شلوارت دارد میافتد، بکش بالا. گفت: کو وقت؟ گرفتارم. حالا شده حکایت ما. صبح تا شب جان میکنیم و وقت سر خاراندن هم نداریم. چه کار میکنیم؟ بوق میزنیم، بخیه به آبدوغ میزنیم....
ادامه مطلب
به چیز بزرگ روی دلم سنگینی میکنه نمیدونم چیه حال دلم خوب نیست احمقانه است ولی اولین باره این قدر احساس غم میکنم هرکار میکنم تو کتم نمیره این قدر بی عدالتی میان خاطراتت آنچنان بر سینه می کوبمکه ثابت می کند یک دست هم گاهی صدا دارد یقین دارم کسی ظرف دعا را جا به جا کردهتو را من آرزو کردم، کسی دیگر تو را دارد #علی_صفری...
ادامه مطلب
اگه ده دقیه پیش از من میپرسیدی امروز چه جوری بود میگفتم افتضاح ولی الان حالم خوبه با یه کانال آشنا شدم قبلا وبلاگش میرفتم روالنشناسیه اگه شما هم میخوایید برید این آدرسشهhttp://ravanshenasi70.blogfa.com/هنوز یکمی حالم بده و استرس دارم چون امکان داره امشب نتونم برم مسجد خیلی دلم میخواد برم یجورایی دلم شکسته فکر میکنم خدا نمیخواد من امشب برم...............دعا کنید برام این عکس را خیلی دوست دارم با کمی تاخیر ...
ادامه مطلب
بی خیال - توبه اثر میکند.... توبه اثر میکند.... نیمه شبان خلوت است مظهر هر رأفت است ای شده غرق گناه چاره ی دردتورا یارنظرمیکند هرچه که هستی بیا گرچه که پستی بیا بنده ی شرم گونه را دوست نظر میکند توبه اثرمیکند ...
ادامه مطلب
رفتم سایت و دیدم نمونه قبول شدم خوشحال و خندان رفتم به مامانم بگم ولی مامانمواکنشش اینجوری بود گفت خب حالا که چی ؟رفتم پیش خواهرم انگار نه انگار بعد گفتم خوشحال نیستی گفت:هورااا آجیم قبول شده وای چه قدر خوب ملافه را رو خودش کشید و خوابید صبر کردم تا بابام بیاد بهش بگم گفتم اون خوشحال میشه اومد ولی از شانس بد من ماشینش را توقیف کرده بودن اعصاب نداشتیاد حرف دوستم افتادم که میگفت وقتی به مامانم گفتم از خوشحالی گریه کردتازه اونم بعد کلی خرج قبول شده بود بعد رفتم باز نگاه کنم ببینم چی قبول شدم دیدم ادبیات قبول شدمولی من ریاضی میخواستم بیشعور کافی نت اولوی...
ادامه مطلب